سعیم بر این بود و بسیار منتظر شدم تا این پست را با متن کامل سخنرانی جناب دارابی عزیزدر جلسه نقد مجموعه شعر زنگوله ی تنبل جناب چارلنگی به روز کنم که هنوز دست نداده
اما فرصت را غنیمت دادم تا با کاری دیگر از جناب آقای دارابی به روز شویم
آنگاه که آب حرمت عشق را
از شاعران شرق طلب می کرد
من جرعه
جرعه دختران مینا به سر را در انتهای یک شب بی ستاره
بر پیراهن خونی پدر گریستم
که آسمان ایل ، ردپای برادرم را تا کمر کش کوه
در نگاه زنان قبیله
با بوی بابونه ی وحشی
تا طعم گس میخک
در زیر سم ضربه های اسب پدر بر گیس های به هم بافته ی مادر
که میراث قومم بود
گریستم
بر درگاه نیای بزرگم زرتشت
بر دهانه ی دود و باروت
و کدخدا
که خدا اسباب بازی ش را
کنیزکان در مطبخ
با دختران خالک و پولک
تا سر بریده ی برادرم در قلعه ی هفت برادران
تا بکارت جیران و خاتون
ایل از کمرکش کوه گذشت
و آب حرمت عشق را از شاعران شرق طلب می کرد
که من جرعه
جرعه
دختران مینا به سر را در انتهای یک شب بی ستاره
بر پیراهن خونی پدر
گریستم .
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1 AM توسط فرید هاشمی نسب



